سفارش تبلیغ
صبا

طریق یار


املاک
رجانیوز
خانه دوست
کیهان
روزنامه ایران
انصار نیوز
تابناک
گوگل
یاهو
بولتن نیوز
رشد
آفتاب نیوز
صدرا نیوز
شمال نیوز
شهاب نیوز
امید نیوز
شیعه نیوز
دیدار نیوز
دریانیوز
یاسین
آوینی
طوبی
فرارو
صبح
شیعه آنلاین
تبیان
اقتدارملی
راسخون
ایران نیوز
دفتر رهبری
خبرگزاری موج
فرهنگ انقلاب اسلامی
کربلائی110
سرداران مازندران
مرکا
یاسین
خون های پاک
یاوران مهدی
بر و بچه های ارزشی
آوای قلبها...
یا زهرا (س) مدد
تنهاترین غریبه ...
مقام عظمای ولایت امر
سوز و گداز
مهر
نور
نصر
گنجینه
هر روز به روزیم
.*عکس*.
عاشق آسمونی
مذهب عشق
در تمنای وصال
کشکول
بهشت خوبان
کلوپ دوستان
آخرالزمان و منتظران ظهور
به بهانه تمدن
گلی از بهشت
دنیای واقعی
هسته ای
راه و راهنما
بانک مقالات روانشناسی
چهارراه
یوزر ژسورد نود32
رنگارنگ
پرسش مهر
نیم پلاک
راز
کیمیا
دیـــــــار عـــــــاشـقـــــان
طــــنـــیــن
منتظر سیاسی
دانشجو
دل بارانی
یاداشت های یک مادر
وباگی خالی از خنده
یادگاران
یه آسمان ستاره
جاذبه
بهترین ها برای ایرانیان
قرآن معجزه ای جاوید
توشه آخرت
صاعقه
بهترین ها برای شماا
مریم جون !
مروارید خلیج عشق
O2H-SMS
مهر بر لب زده
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
عاشقان علی
عقل وعاقل
پاتوق
شهید قنبر امانی
عاشقان
GOD....
عاشقان علی و فاطمه
چشم انتظار
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
متفکران
باران
ناوشکن جنگ نرم
شمیم ولایت
جهان نامرئی جن
با نام تو ای تنهاترین و بهترین
حرف های قشنگ
اهسته اهسته
کندلوئی
از عشق تا ابدییت
بصیرت ایرانی
پرهیزگاران، جوانمردان واقعی ...
اصول گرا
منطقه ممنوعه!
دکتر حسن عباسی
عشق بی انتها
منطقه آزاد چابهار
ترنج
پیوند
حدائق ذات بهجة
کلاهبردران
رد پا . . .
عزیز دل
رشادت
پسران جوان
اگه باحالی بیاتو
جادوی زندگی
مهاجر
استاد روازاده
غم دنیا رو دوشمه....
این نیز بگذرد
خاطرات این روزهای من
وبلاگ دختری دل شکسته
دختری به سوی آسمان
والفجر
شخصی
اصولی رایانه
دیارعاشقان
مهاجران
عشقی
پاد
.: شهر عشق :.
جنگ نرم
امیدزهرا omidezahra
روانشناسی جالب
همای سعادت
مـهــــدی یــاران
منطقه آزاد
کلبه شعر و مقاله و دانلود

جـــیرفـــت زیـبا
مهاجر
قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
آخرین منجی
حفاظ
سکوت سبز
صل الله علی الباکین علی الحسین
هنر و ادبیات
خادمین کهف الشهداء
عاشق خدا
فیاضی
خون شهدا
!! کتابهای رویایی !!
علمی
دهاتی
موجودات زنده
ثبت احوال کشور
دانلود رایگان کتاب
مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان
صرفا جهت اطلاع
کانون فرهنگی شهدا
آزاد اندیشان
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
قلب خـاکی
از فرش تا عرش
رازهای موفقیت زندگی
حاج آقا مسئلةٌ
شیدایی
اسطوره عشق مادر
طلوع مهر
یادداشتهای فانوس
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
گل نرگس
آموزه
.:: بوستان نماز ::.
روژمان
سایت مشاوره پرستاری نسرین ون آبادی
بوی سیب
دوستانه
نوری چایی_بیجار
عشق تابینهایت

برادران شهید هاشمی
پر شکسته
راه را با این (ستاره ها) می توان پیدا کرد
نجوا
یا ضامن آهو
روانشناسی آیناز
لنگه کفش
جوانان بیجار
منتظر ظهور
عکس
اواز قطره
* امام مبین *
انسان جاری
اخراجیها
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
صبح امید
رقصی میان میدان مین
نــــــا کجــــــا آبـــــــاد دل مــــن ...
صفیر چشم انداز ایران
جاده های مه آلود
احادیث اهل بیت
ایران اسلامی
کبوتر نامه بر
مهندس محی الدین اله دادی
عاشق فوتبال20
راز خوشبختی
رایحه ظهور زنجان
آزادی بیان
مناجات با عشق
بزرگترین سایت خنده بازار
قرآن
پری دریایی
سکـوتـــ شبـانـه"
..::غریبه::..
به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید
سرچشمه عدالت و فضیـلت ؛ امام مهــدی علیه السلام
مطلع مهرورزی ومحبت
****سرچشمه****
بسوی ظهور
تَرَنّم عفاف
عصر پادشاهان
رگ روح
من وآینده من
کلبهء ابابیل
بیا ببین چه خبره اینجا-بدو بدو از دستت نره
یاور 313
امروز
هستی تنهاااااا.....
آموزش تست زدن کنکور
چه زیباست با او بودن
جلوه های عاشورایی
xXxXx کرجـــیـــهــا و البرزنشینها xXxXx
علی اصغربامری
دخترتاریخ
بغضتو بشکن....
Ahorayearyaii
غدیریه
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
قتیل العبرات
باشگاه خبرنگاران
بسیج رایحه عشق
رویای شبانه
برهوت تنهایی

خاطرات یک مرد مجرد
شهدا شرمنده ایم
باران
موزیک انلاین
YAS
الهگان
عشق
دانشجوی پارسی
بروبچ زابل
###@وطنم جزین@###
my twitter
welcome to my profile
ghamzade
یار کارگر
مسافر در شب...
مسکن
wanted
معرکه همون قلقلک
خطـــــــ خطی
چیزهای جالب
عشق یعنی ...
اخبار روز ایران وجهان
EMOZIONANTE
your memoirs
زندگی زیباست اما...
My Camera
*آوای سارا2*
نرگس 1
افسانه ی دونگ یی
قلب من
ماه مهربان من
کهکشان
love at the first sight
مسعود رضانژاد فهادانـ
یا د د اشت ها ی شخصی خو د م .
متین
معیار عشق
CHARMING OF ME
تا شقایق هست زندگی اجبار است .
هیئت عزاداری آسمانیان فاطمه الزهرا(س)
دریــــــــای نـــور
درباره ی رپ و دوست شدن با شما
بی خیال همه چی
دل شکسته

 



لیبرالیسم کارگزاران؛ غفلت یا خیانت؟  

خبرگزاری تسنیم: "«کارگزاران سازندگی»، نزدیک‌ترین حزب سیاسی به دولت حجت‌الاسلام حسن روحانی، چندی پیش از زبان غلامحسین کرباسچی، عضو ارشد خود، رسماً اعلام کرد که این حزب "لیبرالیسم سیاسی" را به عنوان مشی خود برگزیده است. "

 عبدالله عبداللهی در یادداشتی با عنوان "لیبرالیسم کارگزاران؛ جهالت یا خیانت؟" نوشته است:

«کارگزاران سازندگی»، نزدیک‌ترین حزب سیاسی به دولت حجت‌الاسلام حسن روحانی، چندی پیش از زبان غلامحسین کرباسچی، عضو ارشد خود، رسماً اعلام کرد که این حزب "لیبرالیسم سیاسی" را به عنوان مشی خود برگزیده است. هرچند این نخستین باری نبود که اعضای حزب مذکور، بر ممشای لیبرال خود تاکید می‌کردند، چه آنکه حسین مرعشی سخنگوی سابق این حزب نیز چند سال پیش، کارگزاران سازندگی را "حزب لیبرال دموکرات مسلمان!" خوانده بود.

اما آنچه انگیزه‌ای شد برای نگارش این سطور مختصر در نگارنده، پرونده ویژه‌ای بود که "ماهنامه مهرنامه" به سردبیری محمدقوچانی، در شماره نوروزی خود برای تئوریزه و معرفی کردن این ممشای حزب کارگزاران منتشر کرد. محمد قوچانی که خود نیز اخیراً به حزب کارگزاران پیوسته، در بخش یادداشت سردبیر این ماهنامه(که به مدیریت پشت صحنه غلامحسین کرباسچی منتشر شده و عملاً ارگان مطبوعاتی نیمه پنهان کارگزارن محسوب می‌شود) با اشاره به راهبردی که این ماهنامه طی 4 سال گذشته در پیش گرفته بود، تاکید می‌کند که مهرنامه اینک با بررسی نظریات و گفتمان‌های متفاوت به"لیبرالیسم سیاسی"رسیده است.

آقای قوچانی همچنین با تایید صریح "لیبرالیسم سیاسی" به عنوان روشی مناسب برای اداره کشور، تاکید می‌کند که "یک مسلمان می‌تواند با تاکید بر «حکومت قانون»، «حقوق انسان» و «اقتصاد آزاد»ادعای لیبرالیسم داشته باشد".

در نسخه‌ای که کارگزاران، مهرنامه و محمدقوچانی برای کشور می‌پیچیند، لیبرالیسم سیاسی بهترین گزینه برای اداره کشور معرفی شده و مهمترین بخش از این ادعا آنجاست که هم محمد قوچانی به عنوان عضو جوان کارگزاران و نیز غلامحسین کرباسچی به عنوان عضو ارشد و از موسسین کارگزاران تاکید می‌کنند که "لیبرالیسم سیاسی با لیبرالیسم فلسفی و نظری متفاوت است، و می‌توان لیبرال سیاسی بود و به لیبرالیسم فلسفی توجهی نکرد. بدان معنی که لیبرالیسم سیاسی هیچ تناقضی با مسلمان بودن ندارد." در حقیقت آقای قوچانی و رفقای ایشان ادعای بزرگی دارند و آن اینکه "لیبرالیسم سیاسی، ذاتاً هیچ ارتباطی به سکولاریسم ندارد!"

ناگفته پیداست که اینگونه تاکیدات پی در پی آقایان قوچانی و کرباسچی بر پارادوکسیکال نبودن اسلام و لیبرالیسم سیاسی، از آنجا نشأت می‌گیرد که با توجه به روحیه دینی مردم ایران و همچنین اسلامی بودن نظام که بر پایه رای 98 درصدی مردم در 12 فروردین 58 شکل گرفته است، پیچیدن نسخه‌ای متناقض با اسلام برای ادامه راه کشور، قطعاً با واکنش‌های گسترده مردمی و جریان‌های مختلف روبرو خواهد شد، و اساساً افرادی که اعتقادی به توانایی اسلام ناب برای اداره کشور نداشته باشند، و روشی متضاد با اسلام را در پیش بگیرند، امکان و توجیهی برای فعالیت تشکیلاتی با  مجوز قانونی ندارند.

نگارنده در این مقال اندک بنا دارد با بررسی مختصر ادعای آقای قوچانی و برخی اعضای ارشد حزب کارگزاران سازندگی از جمله آقای کرباسچی، به چند سوال پاسخ دهد. که محور همگی این سوالات را این گزاره اساسی تشکیل می‌دهد که "آیا لیبرالیسم سیاسی با اسلام سازگار است؟ و می‌توان نظام اسلامی داشت و در عین حال مرام لیبرالی در پیش گرفت؟"

اما برای پاسخ به سوال مهم و اساسی بالا، ناگزیر باید به سوالات دیگری نیز پاسخ داده شود. که از آن جمله آنها اینست که آیا لیبرالیسم سیاسی چیزی کاملاً جدا از لیبرالیسم فلسفی است یا خیر؟ آیا لیبرالیسم سیاسی، ذاتاً هیچ ارتباطی به سکولاریسم ندارد؟

اهمیت این سوالات آنجاست که اگر ثابت شود، لیبرالیسم سیاسی، جدای از لیبرالیسم فلسفی و در نتیجه سکولاریسم نیست؛ تمام بنایی که آقایان بنا دارند ذیل عنوان "حزب لیبرال دموکرات مسلمان" بریزند، نقش بر آب شده و ادعای آقای قوچانی نیز پوچ از آب درخواهد آمد.

نگارنده برای نگارش این یادداشت، تمام آنچه در مهرنامه ذیل عنوان "پرونده ویژه لیبرالیسم سیاسی" درج شده بود را به دقت مطالعه کرده تا همه‌ی استدلالهای افرادی همچون جواد طباطبایی، غلامحسین کرباسچی، عمادالدین باقی، محمد قوچانی و ... در زمینه جدایی لیبرالیسم سیاسی از لیبرالیسم فلسفی و سکولاریسم برایش مکشوف شود. با این حال جالب آنجاست که مهمترین دلیل برای رد زیربنایی چنین ادعای بزرگی را نه در بیرون از این ماهنامه که در داخل آن و در لابه‌لای یادداشت سردبیر یافت. آنجا که آقای قوچانی تاکید می‌کند "لیبرالیسم، روش زندگی مدرن است".در واقع این مهمترین گزاره‌ای است که باید اثبات می‌شد تا ادعای آقایان مبنی بر متناقض نبودن لیبرالیسم سیاسی با اسلام، نقش بر آب گردد.

اما این گزاره چگونه به رد ادعای اعضای حزب کارگزاران منجر می‌شود؟

برای توضیحات تکمیلی درباره ناسازگاری لیبرالیسم سیاسی و اسلام، در ذیل باید چند محور را برای بحث مورد توجه قرار دهیم.

1- اولین گزاره‌ای که باید به اثبات برسد آن است که آیا می‌توان لیبرالیسم سیاسی را چیزی  کاملاً جدا و مفارق از لیبرالیسم اندیشه‌ای و  فلسفی دانست؟

2- ثانیاً در صورت اثبات اینکه لیبرالیسم سیاسی چیزی جدا از لیبرالیسم اندیشه‌ای نیست، مروری خواهیم کرد بر تبعات به کارگیری لیبرالیسم سیاسی و تناقضاتی  که این روش با احکام اساسی اسلام دارد.

لیبرالیسم به عنوان یک جنبش سیاسی که به چهار قرن اخیر در غرب تعلق دارد، همانگونه که آقای قوچانی نیز اشاره کرده‌اند، روشی برای حکومت‌داری و زندگی ذیل اندیشه مدرنیته است. مدرنیته نه صرفاً به معنای استفاده از ابزارهای پیشرفته و تکنولوژیک، بلکه چارچوب‌های نظری خاصی را شامل می‌شود که اسّ اساس و پایه تمام روش‌های زندگی اجتماعی ذیل این اندیشه است.

در اندیشه مدرنیته و لیبرالیسم -به عنوان یکی از روشهای ذیل آن اندیشه-، همانگونه که در برخی از مطالب مندرج در ماهنامه مهرنامه بدان اشاره شده، "فردیت" جوهره اصلی است و در حقیقت اساس مدرنیته را چیزی به عنوان"فردیت"تشکیل می‌دهد.

هرچند سخن گفتن از علل شکل‌گیری مساله فردیت و ایندیویجوالیزم(individualism) در اندیشه غربی، قطعاً در حوصله این مقال نخواهد بود، اما به اختصار می‌توان گفت که اندیشه‌های دکارت(پدر فلسفه جدید در غرب)در توجیه وجود دوجوهر نفس و امتداد، جان لاک، و علی الخصوص ایمانوئل کانت که از وی به عنوان پیامبر! مدرنیته نیز یاد می‌شود، ریشه اصلی شکل‌گیری و پایداری چنین اندیشه‌ای در غرب است.

توضیح بیشتر آنکه ایمانوئل کانت به عنوان یکی از قله‌های فلسفه غربی، با انقلابی در اپیستمولوژی(معرفت شناسی)، از جنس انقلاب کوپرنیک در فیزیک، مساله تطابق ذهن و عین که یکی از اساسی‌ترین مسائل فلاسفه در طول تاریخ بوده است را دگرگون کرد. او بر اساس نظرات خود درباره مقولات فاهمه و مفاهیم ماتقدم خردنظری و قضایای ترکیبی ماتقدم و ...، نهایتاً اینگونه استدلال کرد که نه طبق آنچه فلاسفه پیش از دکارت عنوان کرده‌اند مفاهیم ذهنی با واقعیت‌های عینی تطابق کامل دارند و نه طبق آنچه دکارت گفته است خداوند جهان را در ذهن ما قرار داده است. بلکه حقیقت آن است که ما بر اساس مقولات فاهمه،"جهان خارج را در ذهن خود می‌سازیم"(برای اطلاع بیشتر در زمینه نظریات کانت رجوع کنید به کتاب "کانت،بیداری از خواب دگماتیزم" نوشته میرعبدالحسین نقیب‌زاده)

در حقیقت این گزاره‌های بسیار مهم اپیستمولوژیک و معرفت‌شناسانه که ظاهراً یک سری گزاره‌های ساده فلسفی و انتزاعی هستند، پایه گذار بسیاری از مفاهیم، اصطلاحات و روش‌های زندگی ذیل اندیشه مدرنیته غربی شده است. چه آنکه بر همین اساس است که کانت در نهایت در عقل عملی که آن نیز بن‌مایه فلسفه سیاسی وی است، به "اتونومی" یا "خودمختاری" انسان می‌رسد.

اتونومی و خودمختاری به عنوان روح تمدن فعلی غربی، اصلی‌ترین مبحثی است که در این مقال باید به آن توجه کنیم. چه آنکه در حقیقت کانت با مباحث معرفت‌شناسی مذکور، به یک نتیجه بسیار مهم عملی ذیل معرفت‌شناسی خود رسیده و آن اینکه "هیچ مرجعیتی بیرون از انسان وجود ندارد؛ هیچ غایت و هدفی در خارج از انسان وجود ندارد، بلکه خود انسان هدف است و خود انسان برای هرچیزی مرجع است".

این گزاره‌های بسیار اساسی برای اندیشه غربی، در حقیقت به معنای "نفی کامل هرگونه مرجعیت بیرون از فرد"است؛ یعنی طبق اندیشه مدرن که کانت محوری‌ترین فیلسوف آن است، مرجعیت هیچ چیز، از اسطوره و خرافه گرفته تا خدا و دین به طور کامل طرد شده و "انسان" محور همه چیز قرار می‌گیرد.

لیبرالیسم نیز که یکی از روش‌ها و الگوها ذیل این اندیشه مدرن است، هیچ گریزی از پایبندی به چنین اصول مهمی در اندیشه مدرنیته ندارد. و از همین روست که تاکید می‌کنیم هیچگاه نمی‌توان ادعا کرد که می‌توان لیبرالیسم را بدون توجه به مبانی نظری و فلسفی آن که یکی از اساسی‌ترین آنها خودمختاری انسان و نفی هرگونه مرجعیت بیرون از فرد، از جمله دین، در نظر گرفت و عملیاتی کرد.

اما شاید دوستان ادعا کنندکه هیچ نگاهی به چنین مبانی نظری و فلسفی لیبرالیسم ندارند و همانگونه که آقای قوچانی در یادداشت خود تاکید کرده صرفا به سه اصل اساسی در لیبرالیسم توجه دارند که عبارتند از "حقوق انسان، حکومت قانون و اقتصاد آزاد".

اما اولین سوالی که در این زمینه باید از آقای قوچانی پرسیده آن است که کدام حقوق انسان؟ حکومت کدام قانون؟ و کدام اقتصاد آزاد؟ چرا که تا وقتی به این سوالات پاسخ روشنی داده نشود، نمی‌توان ذیل مفاهیم مبهم و صرفا با الفاظ زیبا، برای کشور و مردم نسخه پیچید.

با این وجود سعی میکنیم در همین مقال اندک یکی از سه محوری که آقای قوچانی به آن اشاره کرده است را در ذیل اندیشه لیبرال و همچنین اندیشه اسلامی با یکدیگر مقایسه کنیم تا مشخص شود که آیا می‌توان لیبرالیسم سیاسی را با اسلام  جمع بست یا این مساله حداقل ازنوعی جهالت سرچشمه گرفته است.

در این زمینه نیز "اقتصاد آزاد"را برمی‌گزینیم که شاید در نظر اول اینگونه به نظر برسد که در مساله‌ای مانند اقتصاد، کمترین تناقض بین اسلام و لیبرالیسم باشد و شاید هم همانگونه که آقای قوچانی گفته‌اند، تعارضی در این بین مشاهده نشود!

برای این منظور نیز مساله اقتصاد و توسعه را به صورت کاملا مختصر از منظر جان لاک، جان استوارت میل و همچنین جان راولز، فلاسفه بزرگ غربی نگاهی انداخته و در نهایت آن  را بر اساس احکام مسلم اسلامی محک می‌زنیم.

برای شروع این بخش نیز در وهله اول باید تاکید شود که در مساله اقتصاد و توسعه و همچنین عدالت در غرب، "مالکیت" کلیدی ترین عنصر و مفهوم است که این مفهوم شامل مراحل "تملک، تصاحب و انتقال" مال است. و هر تز و نظریه پایه‌ای اقتصادی برای آغاز باید به این سوالات اساسی پاسخ دهد که اولاً ملاک تملک قانونی یک فرد بر یک مال چیست؟ شرایط تصاحب آن مال توسط مالک کدام است و سوم آنکه چگونه آن فرد می‌تواند مال را به دیگری انتقال دهد؟

در این زمینه، جان لاک با ملاک گرفتن "وضعیت طبیعی"به عنوان وضعیت پایه برای سنجش و محک زدن مساله مالکیت، 4 قاعده( بقا، ترکیب، ارزش افزوده و لیاقت) را ملاک عادلانه بودن مالکیت یک فرد بر یک مال، عنوان می‌کند. به عبارت دیگر جان لاک می‌گوید برای آنکه بدانیم مالکیت یک فرد در حال حاضر یک مالکیت عادلانه است یا خیر باید برگردیم به وضعیت طبیعی اولیه که در آن هیچ کس مالک هیچ چیز نبوده است. و علی الخصوص زمین برای همه‌ی انسانها به صورت اشتراکی وجود داشته و هیچ فردی مالک هیچ قطعه زمینی نبوده است. آنگاه بر اساس قواعد 4گانه بالا می‌توان مالکیت را توجیه کرد. البته این تئوری لاک به علت کاستی‌های فراوان بعدا توسط فلاسفه‌ای نظیر میل و راولز اصلاح شد. (برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به کتاب تدین،توسعه و حکومت نوشته دکتر محمدجواد لاریجانی)

جان استوارت میل نیز به عنوان یکی از پایه گذاران اصلی لیبرالیسم سیاسی، مصلحت امروزین را پایه قرار می‌دهد(عدم تفتیش در چگونگی تملک مالی که در وضعیت فعلی تحت مالکیت افراد قرار دارد) و اصول 4 گانه‌ای را در زمینه اقتصاد آزاد بنا می‌گذارد که مهمترین آنها حاکمیت قانون رقابت آزاد بر اساس قوانین عرضه و تقاضا و عدم حق دولت برای ورود به این عرصه برای تنظیم امور است.

با این حال بر اساس معضل بزرگی که چنین نظریاتی با آن در زمینه "عدالت" مواجه شدند(بخصوص در پاسخ به این سوال که دولت چرا باید به فقرا کمک کند؟)، جان راولز فیلسوف بزرگ لیبرال قرن بیستم، سعی کرد این مساله را در ذیل اندیشه لیبرالیسم حل کند تا بدین طریق لیبرالیسم را از ورطه هلاکت نجات داده باشد و امروزه آنچه در کشورهای لیبرال غربی تحت عنوان "عدالت" ذیل اندیشه اقتصاد آزاد و اقتصاد سرمایه‌داری اجرا می‌شود، برگرفته از اندیشه‌های جان راولز است. که بحث ما نیز معطوف به اندیشه‌های همین فیلسوف است.

اما جان راولز با قرار دادن "وضعیت فرضی" به جای "وضعیت طبیعی" جان لاک، می‌گوید انسانها برای درک آنچه عدالت است باید به"وضعیت فرضی"اولیه نگاه کنند که در آن هیچکس نمی‌داند در آینده وضعیت خود چگونه خواهد بود تا بتواند بر این اساس رای عادلانه ای را صادر کند.

به عنوان مثال اگر در یک مسابقه دومیدانی، دو نفر شرکت داشته باشند و در ثانیه‌هایی مانده به عبور دو دونده از خط پایان، در پای یکی از آنها خاری فرورفته و وی را از حرکت در آن لحظات بازبدارد، آیا این دونده می‌تواند از دونده‌ دیگری که در حال عبور از خط پایان است، انتظار داشته باشد مسابقه را متوقف کرده و خار را از پای وی بیرون آورند و مسابقه از نو آغاز شود؟

راولز می‌گوید برای پاسخ به این پرسش و دست یافتن به این پاسخ که عدالت در این زمینه چه حکمی می‌کند، می گوید که باید به "وضعیت فرضی" اولیه، یعنی پیش از مسابقه بازگشت. چه آنکه پیش از مسابقه هیچکدام نمی‌دانند که ممکن است در پای کدام یک از آنها خاری فرو رود. لذا می‌توانند حکم عادلانه ای درباره شرایطی که چنین اتفاقی می افتد،داشته باشند ولی در حین مسابقه و در شرایطی که یکی از دوندگان پیش افتاده، این فرد نمی‌تواند به آسانی حکم عادلانه ای داشته باشد، چه آنکه ممکن است با منافع وی در تضاد باشد.

ادامه در وبسایت http://nasr.vcp.ir/


ارسال شده در توسط صادق احمدی